الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
57
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
امام شروع به عذر خواهى كرد امّا عرب باديهنشين به امام پرخاش مىكرد ، وقتى كه مجلس بهم خورد مأموران انتظامى نزد متوكل رفتند و جريان را به اطّلاع او رساندند ، متوكّل دستور داد ، سى هزار درهم خدمت امام ببرند و آن مبلغ را آوردند ، و چون مرد عرب آمد ، امام عليه السّلام فرمود : « اين مبلغ را بگير و دين خودت را با آن ادا كن و بقيه را صرف خانوادهات بنما . . . » [ 1 ] مرد عرب اين بزرگوارى را واجد اهميت دانست و عرض كرد : دينى كه من داشتم كمتر از يك سوم اين مبلغ بود . . . ولى خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را به كدام خانواده واگذارد . [ 2 ] پولها را گرفت و خوشحال و آسوده خاطر به نزد خانوادهاش بازگشت ، در حالى كه به امام عليه السّلام كه او را از تنگدستى و محروميت نجات داد ، دعا مىكرد . 4 - از جمله داستانهايى كه راويان دربارهء نيكى و احسان امام عليه السّلام نقل كردهاند ، آن است كه ابو هاشم جعفرى سخت دچار تنگدستى شد ، به خدمت امام عليه السّلام رسيد ، وقتى كه چشم امام به او افتاد و از فقر و تنگدستى او مطّلع شد خواست تا مقدارى از بار اندوه او را بكاهد ، فرمود : « اى ابو هاشم ، از كدام نعمت خدا برخوردارى كه مىخواهى سپاس گويى ؟ خداوند به تو نعمت ايمان را ارزانى داشته و بدنت را بر آتش دوزخ حرام كرده و سلامتى داده و بر اطاعت و بندگيش ياريت نموده و قناعت داده است تا توانستهاى دچار اسرافكارى نشوى . . . »
--> [ 1 ] بديهى است كه امام عليه السّلام با توجه به اين كه خليفهء غاصب ، بيت المال مسلمين را غاصبانه به اختيار خود گرفته و موجودى بيت المال از صدقات و غيره متعلق به تودهء مسلمين و از جمله مورد مصرفش اداى دين چنين كسانى است ، با اين توريه حقى را به حقدار رسانده است - م . [ 2 ] الاتّحاف : بحبّ الاشراف : ص 67 - 68 ، شرح شافيه ابو فراس : 2 / ورقه 167 ، جوهرة الكلام : ص 151 .